تاريخ : یک شنبه 5 آذر 1391 | 11:5 | نویسنده : ایــزدمهــــــــــــــــر |
تاريخ : شنبه 4 آذر 1391 | 19:3 | نویسنده : ایــزدمهــــــــــــــــر |
تاريخ : پنج شنبه 2 آذر 1391 | 16:45 | نویسنده : ایــزدمهــــــــــــــــر |
تاريخ : چهار شنبه 5 مهر 1391 | 15:35 | نویسنده : ایــزدمهــــــــــــــــر |
تاريخ : شنبه 18 شهريور 1391 | 19:24 | نویسنده : ایــزدمهــــــــــــــــر |

افسانه مردم

ديدم او را آه بعد از بيست سال

گفتم : اين خود اوست، يا نه، ديگري ست

چيزكي از او در بود و نبود

گفتم : اين زن اوست ؟ يعني آن پري ست ؟

هر دو تن دزديده و حيران نگاه

سوي هم كرديم و حيرانتر شديم

هر دو شايد با گذشت روزگار

در كف باد خزان پرپر شديم

از فروشنده كتابي را خريد

بعد از آن اهنگ رفتن ساز كرد

خواست تا بيرون رود بي اعتنا

دست من بود در را برايش باز كرد

عمر من بود او كه از پيشم گذشت

رفت و در انبوه مردم گم شد او

باز هم مضمون شعري تازه گشت

باز هم افسانه مردم شد او


برچسب‌ها: افسانه مردم , زیباترین وبلاگ , شعر رمانتیک , دنیای شعر ,

تاريخ : جمعه 26 فروردين 1391 | 9:46 | نویسنده : ایــزدمهــــــــــــــــر |

    

اخلاق

روزی از دانشمندی ریاضیدان نظرش را درباره زن و مرد پرسیدند...

جواب داد اگر زن یا مرد دارای ( اخلاق) باشند

پس مساوی هستند با عدد یک =1

اگر دارای (زیبایی) هم باشند پس یک صفر جلوی عدد یک میگذاریم =10

اگر (پول) هم داشته باشند دوتا صفر جلوی عدد یک می گذاریم =100

اگر دارای (اصل و نصب) هم باشند  

پس سه تا صفر جلوی عدد یک میگذاریم =1000

 ولی اگر زمانی عدد یک رفت (اخلاق) چیزی به جز صفر باقی نمی ماند

 و صفر هم به تنهایی هیچ نیست پس ان انسان هیچ ارزشی نخواهد داشت

= = = = = = ==================================

نتیجه : اگر اخلاق نباشد انسان خدای ثروت و اصل و نسب و زیبایی هم باشد هیچ نیست ....


برچسب‌ها: اخلاق , اصول زندگی , زیباترین وبلاگ , داستان اموزنده ,

تاريخ : سه شنبه 22 فروردين 1391 | 16:15 | نویسنده : ایــزدمهــــــــــــــــر |

دلم براي كسي تنگ است

كـه آفتــــاب صـداقــــت را

به ميهمـاني گل هاي بـاغ مي آورد

و گيسوان بلندش را به بادها مي داد

و دستهاي سپيدش را به آب مي بخشيد

دلم براي كسي تنگ است

كه چشمهاي قشنگش را

به عمق آبي درياي واژگون مي دوخت

وشعرهاي خوشي چون پرنده ها مي خواند

دلم براي كسي تنگ است

كه همچــــو كــودك معصـــومي

دلـــش بـراي دلـــم مي ســـوخــت

و مهــربـــاني را نثــــار مــن مي كــرد

دلم براي كسي تنگ است

كه تا شمال ترين شمال

و در جنـــــوب تــريــن جنــــوب

هميشه در همه جا آه با كه بتوان گفت

كـه بــود بـا مـــن و

پیوسته نيز بي من بود

و كار من ز فراقش فغان و شيون بود

كسي كه بي من ماند

كسي كه با من نيست

كســي .... دگــر كــــافي ســـت


برچسب‌ها: دل تنگ , شعر دلتنگی , زیباترین وبلاگ , وبلاگ برتر ,

تاريخ : جمعه 18 فروردين 1391 | 9:23 | نویسنده : ایــزدمهــــــــــــــــر |

داستان عشق و دیوانگی

در زمانهای بسیار دور زمانی که هنوز پای بشر به زمین نرسیده بود، همه فضیلت ها در همه جا شناور بودند. روزی همه آنها دور هم جمع شده بودند ناگهان یکی از آنها ایستاد و گفت بیایید یک بازی کنیم مثلاً قایم باشک.

(بقیه داستان در ادامه مطلب)


برچسب‌ها: داستان عشق و دیوانگی , زیباترین وبلاگ , ,

ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 17 فروردين 1391 | 9:27 | نویسنده : ایــزدمهــــــــــــــــر |

روزی مردی به سفر می رود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه می شود که هتل به کامپیوتر مجهز است .

تصمیم می گیرد به همسرش ایمیل بزند . نامه را می نویسد اما در تایپ آدرس دچار اشتباه می شود و بدون اینکه متوجه شود نامه را می فرستد .

در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا آشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر می رود تا ایمیل های خود را چک کند .

اما پس از خواندن اولین نامه غش می کند و بر زمین می افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش می رود و مادرش را بر نقش زمین می بیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد:

گیرنده : همسر عزیزم

موضوع : من رسیدم

می دونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی . راستش آنها اینجا کامپیوتر دارند و هر کس به اینجا میاد میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته .

من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم . همه چیز برای ورود تو رو به راهه . فردا می بینمت .

امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه . وای که چه قدر اینجا گرمه !!!

 
  

برچسب‌ها: نامه ای از دوزخ , طنز جالب , زیباترین طنز , زیباترین وبلاگ ,

تاريخ : یک شنبه 13 فروردين 1391 | 19:3 | نویسنده : ایــزدمهــــــــــــــــر |

من گنهكارم...

آري...

جرم من هم عاشقي ست

آري اما...!!!

آنكه آدم هست و عاشق نيست ، كيست؟

زندگي بي عشق

اگر باشد!

همان جان كندن است...

دم به دم جان كندن اي دل

كار دشواريست ، نيست؟


برچسب‌ها: گنهکار , من گنهکارم , شعر , زیباترین اشعار , زیباترین شعر عاشقانه , شعر زیبا , زیباترین وبلاگ ,

تاريخ : شنبه 13 اسفند 1390 | 16:2 | نویسنده : ایــزدمهــــــــــــــــر |

قبل از ازدواج

 

 مرد: آره، ديگه نميتونم بيش از اين منتظر بمونم.

زن: ميخواهى من از پيشت برم؟

مرد: نه! فكرش را هم نكن.

زن: منو دوست داري؟

مرد: البته!

زن: آيا تا حالا به من خيانت كردي؟

مرد: نه! چرا چنين سوالى ميكني؟

زن: منو مسافرت ميبري؟

مرد: مرتب!

زن: آيا منو ميزني؟

مرد: به هيچ وجه! من از اين آدما نيستم!

زن: ميتونم بهت اعتماد كنم؟

 

 بعد از ازدواج

همين متن را اين دفعه از پائين به بالا بخوون.

 


برچسب‌ها: ازدواج عشق , ازدواج عاشقانه , ارزوی ازدواج , نکته ازدواج , زیباترین وبلاگ , ,

تاريخ : پنج شنبه 11 اسفند 1390 | 21:17 | نویسنده : ایــزدمهــــــــــــــــر |

مردی در خیابان شکم درد سختی گرفته بود و نیاز فوری داشت که خودش را تخلیه کند. خودش را دربرابر ساختمان سفید مدرنی یافت که برای این منظور برپا شده بود. وقتی وارد ساختمان شد، خودش را در برابر دو در دید که روی یکی نوشته بود، "مردانه" و روی دیگری نوشته بود "زنانه". طبیعتاً وارد دری شد که رویش نوشته بود "مردانه".

خودش را در داخل اتاقی یافت که دو در داشت. روی یک در نوشته شده بود: "بالای بیست و یک سال" و روی دیگری نوشته شده بود "زیر بیست و یک سال." چون پنجاه و دوساله بود وارد دری شد که نوشته بود: "بالای بیست و یک سال."

خودش را داخل اتاقی دیگر یافت که دو در داشت. روی یکی نوشته شده بود: "مشکل اضطراری" و روی در دیگر نوشته شده بود: " تخلیه‌ی جزیی".

از آنجا که تا اینجا دردش شکمش دوبرابر شده بود، بی درنگ از دری عبور کرد که نوشته شده بود: "مشکل اضطراری" بازهم خودش را داخل اتاقی یافت که دو در داشت. روی یکی نوشته شده بود: "ناباوران و بی خدایان" و روی در دیگر نوشته شده بود: "مومنین و مذهبیون." چون خدا را باور داشت، وارد دری شد که مختص مردم مذهبی بود. و ناگهان خودش را در خیابان یافت!


برچسب‌ها: مذهب عشق , داستان جالب , داستان عاشقانه , حکایت , زیباترین وبلاگ , عاشقانه , ,

تاريخ : پنج شنبه 11 اسفند 1390 | 15:32 | نویسنده : ایــزدمهــــــــــــــــر |

كودکي با پاهاي برهنه بر روي برفها ايستاده بود و به ويترين فروشگاهي نگاه مي کرد زني در حال عبور او را ديد . او را به داخل فروشگاه برد و برايش لباس و کفش خريد و گفت: مواظب خودت باش کودک پرسيد: ببخشيد خانم شما خدا هستيد؟ زن لبخند زد و پاسخ داد:نه "من فقط يکي از بنده هاي خدا هستم " کودک گفت:مي دانستم" با او نسبت داريد "


برچسب‌ها: خدای عشق , داستان , حکایت زیبا , زیباترین وبلاگ , عاشقانه , داستان جالب ,

تاريخ : پنج شنبه 11 اسفند 1390 | 10:55 | نویسنده : ایــزدمهــــــــــــــــر |

حجم بی انتهای تنهایی
 

من در ایینه رخ خود دیدم

و به تو حق دادم

آه می بینم ، می بینم

تو به اندازه ی تنهایی من خوشبختی

من به اندازه ی زیبایی تو غمگینم

چه امید عبثی

من چه دارم که تو را در خور ؟

هیچ

من چه دارم که سزاوار تو ؟

هیچ
تو همه هستی من ، هستی من

تو همه زندگی من هستی

تو چه داری ؟

همه چیز

تو چه کم داری ؟ هیچ



برچسب‌ها: حجم عشق , حمید مصدق , حجم بی انتهای تنهایی , زیباترین وبلاگ , شعرعاشقانه , اشعار زیبا ,

تاريخ : پنج شنبه 11 اسفند 1390 | 9:55 | نویسنده : ایــزدمهــــــــــــــــر |

 

قبل از اینکه ادامه رو بخونی یکی از سازهای زیر رو انتخاب کن:

سنتور.....گیتار..... پیانو....سه تار....ارگ....ویلون.....دف... آکاردئون...شیپور

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
سنتور:
رفتار شما بسیار دلنشین است اما گاهی دیگران را از خود می رنجانید و این به دلیل شرایطی است که برای شما به وجود می آید. همیشه فکر می کنید که دیگران شما را درک نمی کنند اما این قضاوت در برخی موارد اشتباه است.یک نکته ی مهم دیگر این است که برای رسیدن به مقصد باید صبر پیشه کنید و جالب تر آن که خود نسبت به این موضوع آگاه هستید.

  
  
گیتار :
به اصطلاح شما فردی سرزنده و فعال هستید.در ارتباط خود با دیگران به دنبال واژه های درشت نمی گردید. شاید گاهی برای صحبت کردن از احساسات خود دچار مشکل می شوید ولی سعی کنید تا از آنچه هستید راحتتر باشید.کلام شما ساده اما دلنشین است و یکی از ویژگیهای شما آن است که اگر کسی را دوست بدارید نمی توانید به راحتی او را فراموش کنید. روابط اجتماعی مناسبی دارید و به شب های پر ستاره علاقه مندید.   پیانو:
شما شخصیت آرامی دارید.تفکر منحصر به فرد شما، شما را از دیگران متمایز می کند.آرزوهای شما یا خیلی دور هستند یا خیلی نزدیک وبین این دو ستاره ای از آرزو برای شما چنان نمی درخشد که نظر شما را جلب کند. تخیل زیبایتان توانایی آنرا دارد تا به حقیقتی دست یافتنی و ملموس تبدیل شود حتی اگر دیگران آن را تأیید نکنند.
   
سه تار:
اندیشه های عارفانه ای دارید.به آینده بسیار می اندیشید وآن چه در اطراف شما می گذرد برای شخصیت شما اهمیت کمتری دارد.در اثبات حسن نیت خود سعی و تلاش می کنید ودر بعضی مواقع دست از آن برمی دارید. انسان مستعدی هستید و این به آن معناست که با کمی تلاش می توانید به قله های دست نیافتنی، برسید.البته بسیار خیال پرداز نیستید و دنیای ذهنی شما یک دنیای دست یافتنی است.
   
ارگ:
شما یک فرد کاملا״ احساساتی هستید.با آنکه در بعضی مواقع آنرا بروز نمی دهید اما به این فکر می کنید که آیا کسی که دوستش دارید نیز به شما می اندیشد؟ بدانید که او نیز شما را تا حد امکان دوست دارد.حس و نوع عشق شما از عشق های صادقانه است که شاید برای کمتر کسی اتفاق بیفتد
 
ویلون:
شما فردی بسیار زیرک و باهوش هستید و متوجه نکاتی می شوید که دیگران از آنها غافلند. به زبان ساده یعنی مو را از ماست می کشید .باید در مسیر زندگی خود پا پیش بگذارید تا بتوانید موفق شوید و قبل از انجام هر کاری درباره ی آن بیندیشید تا موقعیت های خوب را شکار کنید. غرور شما قسمتی از شخصیت شماست پس نه به راحتی آنرا زیر پا بگذارید و نه آنرا سر سختانه برای خود حفظ کنید.خوشبختی شما در گرو استفاده ی به موقع از لحظه هاست، لحظه و زمان را از دست ندهید.
   
دف:
از ارتباط با خداوند لذت می برید و این امر نشأت گرفته از اندیشه های عارفانه ی شماست . در ذهن و افکار خود به سیر و سفر می پردازید و این سفر نه به معنای سفر از شهری به شهر دیگر، بلکه از عالمی به عالم دیگر است. شما دوست دارید که در آن عالم لحظاتی را سپری کنید، در آنجا بغض خود را بشکنید و خالصانه با خدای خود حرف بزنید. شاید فکر می کنید خدا شما را فراموش کرده است اما خدا بندگانش را هرگز فراموش نمی کند.
   
آکاردئون:
وجود شما سراسر از عشق است و شما عاشق دوست داشتن هستید.آنچه که شما گم کرده اید و به جستجوی آن می پردازید درون شما وجود دارد.به اطراف خود بیشتر توجه کنید، گم کرده ی شما بسیار نزدیک به شماست، سعی کنید مهار زندگی خود را در دست داشته باشید تا آن را بیشتر رام کنید.
   
شیپور :
شما یک انسان خوش نشین هستید. دیگران فکر می کنند به راحتی می توانند به درون شما پی ببرند اما به واقع خلاف این موضوع است. با آنکه به طور غیر مستقیم در حل مسائل خود از دیگران کمک می گیرید اما سعی کنید تا از اندیشه های دیگران نیز به طور مستقیم بیشتر استفاده کنید.
 

 

برچسب‌ها: شخصیت عشق , روانشناسی , خودشناسی , زیباترین وبلاگ , جملات عاشقانه , تصاویر زیبا , عکس ,

تاريخ : پنج شنبه 11 اسفند 1390 | 9:2 | نویسنده : ایــزدمهــــــــــــــــر |

اگر کمی زودتر...
با اینکه رشته‌اش ادبیات بود، هر روز سری به دانشکده تاریخ می‌زد. همه دوستانش متوجه این رفتار او شده‌بودند. اگر یک روز او را نمی‌دید زلزله‌ای در افکارش رخ می‌داد؛ اما امروز با روزهای دیگر متفاوت بود. می‌خواست حرف بزند. می‌خواست بگوید که چقدر دوستش دارد. تصمیم داشت دیگر برای همیشه خود را از این آشفتگی نجات دهد. شاخه گلی خرید و مثل همیشه در انتظار نشست. تمام وجودش را استرس فرا‌ گرفته‌بود.
مدام جملاتی را که می‌خواست بگوید در ذهنش مرور می‌کرد. چه می‌خواست بگوید؟ آن همه شوق را در قالب چه کلماتی می‌خواست بیان کند؟
در همین حال و فکر بود که ناگهان تمام وجودش لرزید. چه لرزش شیرینی بود. بله خودش بودکه داشت می‌آمد. دیگر هیچ کس و هیچ چیزی را جز او نمی‌دید.
آماده شد که تمام راز دلش را بیرون بریزد. یکدفعه چیزی دید که نمی‌توانست باور کند. یعنی نمی‌خواست باور کند.
کنار او، کنار عشقش، شانه به شانه اش شانه یک مرد بود. نه باور کردنی نبود. چرا؟
چرا زودتر حرف دلش را نزده بود. در عرض چند ثانیه گل درون دستش خشک شد. دختر و پسر گرم صحبت و خنده از کنارش رد شدند بی‌آنکه بدانند چه به روزش آورده‌اند.
نفهمید کی و چگونه از دانشگاه خارج شده‌است.
وقتی به خودش آمد روی پل هوایی بود و داشت به شاخه گل نگاه می کرد. شاخه گل را انداخت و رفت. تصمیم گرفت فراموشش کند. تصمیم سختی بود.


شاید اگر کمی تنها کمی به شباهت این خواهر و برادر دقت می‌کرد هرگز چنین تصمیم سختی نمی‌گرفت!!!!



برچسب‌ها: تصمیم عشق , زیباترین وبلاگ , داستان جالب , عاشقانه ,

تاريخ : چهار شنبه 10 اسفند 1390 | 12:58 | نویسنده : ایــزدمهــــــــــــــــر |


اندوه پرست

 

کاش چون پائیز بودم ... کاش چون پائیز بودم

کاش چون پائیز خاموش و ملال انگیز بودم

برگ های آرزوهایم یکایک زرد می شد

آفتاب دیدگانم سرد می شد

آسمان سینه ام پر درد می شد

ناگهان توفان اندوهی به جانم چنگ می زد

اشگ هایم همچو باران

دامنم را رنگ می زد

وه ... چه زیبا بود اگر پائیز بودم

وحشی و پر شور و رنگ آمیز بودم

شاعری در چشم من می خواند ... شعری آسمانی

در کنارم قلب عاشق شعله می زد

در شرار آتش دردی نهانی

نغمه من ...

همچو آوای نسیم پر شکسته

عطر غم می ریخت بر دل های خسته

پیش رویم:

چهره تلخ زمستان جوانی

پشت سر:

آشوب تابستان عشقی ناگهانی

سینه ام:

منزلگه اندوه و درد و بدگمانی

کاش چون پائیز بودم ... کاش چون پائیز بودم



برچسب‌ها: اندوه عشق , اندوه پرست , فروغ فرخزاد , دختر پاییز , مثل هیچ کس , زیباترین وبلاگ ,

تاريخ : چهار شنبه 10 اسفند 1390 | 8:30 | نویسنده : ایــزدمهــــــــــــــــر |

داشتم می رفتم که با همه چیزخداحافظی کنم .

داشتم می رفتم تا از این دنیا با تمام نیرنگ ها بدیهاو پستی هایش فرار کنم .

گمان نمی کردم چشمی در جستجوی من باشد . در راهی بودم که

از انتهایش خبر نداشتم و هر چه بیشتر پیش می رفتم .

بیشتر رنج می بردم

از همه چیز دل بریده بودم .در انتظار مردن لحظه ها را سپری

می کردم

دیگر حتی افتادن برگ درختان هم مرا ناراحت نمی کرد .

دلم از سنگ شده بود وجودم سرد سرد . تنها برای خاک زنده بودم .

من در نظر درختان ، گلها و زلالی چشمه ها مرده بودم . من با زندگی

لج کرده بودم و زندگی هم به عکس العملهای من می خندید .

حاضر نبودم که ببینم در زندگی شکست خورده ام .

تمام حرفها و اشکهایم را پشت غرورم پنهان کرده بودم .

نمی خواستم که کسی برایم گریه کند . من تصور می کردم راهی برای

بازگشت وجود ندارد .

از سراسر وجودم غرور می جوشید ، که از بازگشتم خودداری می کردم .

تا اینکه درراه بوی گلی نظرم را جلب کرد .

باد موسیقی زندگی را می نواخت و من با گلها می رقصیدم .

دیگر واژه زندگی برایم زیبا بود.

و حالا زنده ام که زندگی کنم و با شما دوستان باشم........


برچسب‌ها: بوی عشق , رمانتیک ترین , جملات عاشقانه , زیباترین وبلاگ ,

تاريخ : سه شنبه 9 اسفند 1390 | 23:21 | نویسنده : ایــزدمهــــــــــــــــر |
تاريخ : سه شنبه 9 اسفند 1390 | 21:10 | نویسنده : ایــزدمهــــــــــــــــر |

 

ژرف زندگی كن، از ته دل زندگی كن، یكپارچه با تمام وجود به طوری كه وقتی مرگ در زد آماده باشی... آماده چون میوه ایی رسیده برای فرو افتادن از درخت. تنها نسیمی ملایم می وزد و میوه فرو می افتد؛ گاه حتی بدون هیچ نسیمی، میوه به سبب سنگینی و رسیدگی از درخت می افتد. مرگ نیز باید چنین باشد و این آمادگی باید با زندگی كردن فراهم آید...


برچسب‌ها: الماس آگاهی , میوه عشق , زیباترین وبلاگ , اشو ,

تاريخ : سه شنبه 9 اسفند 1390 | 17:14 | نویسنده : ایــزدمهــــــــــــــــر |


۱۰ اشتباه عاشقانه

 

کسانی که در غم اندوه به هم خوردن رابطه یی هستند، گرایش خیلی زیادی دارند که دقیقا برعکس آنچه که باید را انجام دهند. به همین خاطر گاهی صدمه ی جبران ناپذیری را به رابطه شان می زنند. در هر فاجعه یی، اولین قدم متوقف کردن خونریزی و بعد حل مشکل است. رابطه ی عاطفی شما هم از این امر مستثنی نیست. زن ها دنبال مردهای قوی هستند که بتوانند از آن ها محافظت کنند و مردها به هیچ وجه به زن هایی که به آن ها اجازه نمی دهند هر کاری که می خواهند بکنند، احترام نمی گذارند پس اگر می خواهید عشق سابق تان را دوباره به رابطه برگردانید چند اشتباه زیر را مرتکب نشوید.

 

با ترک این ده اشتباه به خودتان ثابت خواهید کرد که ارزش یک عشق واقعی را دارید.

 

۱) بیش از حد مهربان نباشید

نباید این قدر راحت هر چه طرف تان می گوید را گوش دهید و انتظار داشته باشید که رابطه تان هم خیلی عالی باشد! اینطور در موردش فکر کنید؛ در همه ی داستان های خوب یک تضاد یا کشمکش وجود دارد. در فیلم جنگ ستارگان، هم آدم های خوب بودند و هم آدم های بد! پس این تضادهاست که باعث جالب و جذاب شدن مسایل می شود و یک رابطه بدون تضاد و کشمکش واقعاً خسته کننده خواهد شد. خیلی مهربان و خوب بودن یعنی منفعل، بی اعتماد به خود مضطرب و قابل پیش بینی هستید. یادتان باشد که برای روشن کردن شعله ی آتش، اصطحکاک لازم است پس روی حرف خودتان بایستید.

 

۲) او را مجبور نکنید...

(به ادامه مطلب بروید)


برچسب‌ها: 10 اشتباه عشق , اشتباهات عاشقانه , زیباترین وبلاگ ,

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 9 اسفند 1390 | 9:23 | نویسنده : ایــزدمهــــــــــــــــر |

تو را هیچگاه نمی توانم از زندگی ام پاک کنم ،

چون تو پاک هستی ...
می توانم تو را خط خطی کنم ،

که آن وقت در زندان خط هایم برای همیشه ماندگار می شوی ...
و وقتی که نیستی بی رنگی روزهایم را

 

 

با مداد رنگی های یادت رنگ می زنم...

 




برچسب‌ها: مداد رنگی عشق , زیباترین وبلاگ , زیباترین جملات عاشقانه , رمانتیک ,

تاريخ : دو شنبه 8 اسفند 1390 | 20:2 | نویسنده : ایــزدمهــــــــــــــــر |

 

Click here to enlarge

Click here to enlargeClick here to enlarge

 

از کجا بفهمیم که یه خانم از ما خوشش اومده..؟

.1
اگه یه موقع یه خانم به شما نگاه کرد و مخصوصآ اگه طرف خوش قیافه هم بود زود خودتون رو نبازید که از من خوشش اومده...
.2
اگه حتی در محیطی مثل دانشگاه هم کسی اومد جلو و جزو یا کتابی هم از شما قرض کرد بازم نمیشه چیزی گفت...

3.حتی اگه با کسی یه مدت دوستانه هم رفت و آمد کنین بازم نمی شه چیزی گفت چون شاید طرف برای ارضاء عاطفی خودش این رابطه رو با شما داره.

پس بنابه عادت همیشه به هر کسی که رسیدید نگید که از من شاید خوشش اومده چون یه نگاه به من کرد یا بهم خندید و از این کارای مسخره...

توجه داشته باشید که این رفتارها در مورد افراد سالم صادق است.

اگه یه خانمی از یه آقا خوشش بیاد به هر طریقی سعی می کنه یه جوری به فرد مورد علاقه ی خودش نزدیک بشه...
پس اگه یه خانم وقتی که دارید باهاش صحبت میکنین یه جورایی می خواد از دست شما فرار کنه به احتمال زیاد از شما خوشش نمیاد پس خودتون رو خسته نکنید.

هر وقت موقع رفت و آمد با دیگر خانم ها متوجه شدید که یکی از خانم ها اصلا از رفت و آمد شما خوشش نمیاد معلوم میشه که احتمالا از شما خوشش اومده.

این رو مطمئن باشید که یه خانم اگه از کسی خوشش بیاد یا عاشق اون فرد بشه این عشق رو به سختی درون قلبش میتونه نگه داره و اگه گیج بازی در نیارید میتونید به راحتی بفهمید.

اگه تقریبآ در همه جا فقط یه نفر رو میبینید که به شما نگاه میکنه یا هوای شما رو داره می تونید بفهمید که آره یه چیزایی هست البته اگه طرف بیمار روانی نباشه و قصد سود جویی نداشته باشه.

ضمنآ توجه داشته باشید که برای یه زندگی مشترک فقط عشق و علاقه مطرح نیست بلکه مهم تر از همه خانواده است که انسان در اون محیط رشد میکنه و اگه خانواده خوب نباشه محاله که فرزند خوبی از این خانواده بیرون بیاد.

 

Click here to enlarge


برچسب‌ها: من و عشق , "عاشقانه" , کلبه تنهایی , عشق , زیباترین وبلاگ , جملات عاشقانه , قشنگترین جملات ,

تاريخ : چهار شنبه 19 بهمن 1390 | 18:24 | نویسنده : ایــزدمهــــــــــــــــر |

 

پس همیشه شاد باش و بخند...

هیچ چیز در دنیاارزش ناراحت شدن را ندارد، اگر باور نداری این مطلب را بخوان.

چرا ناراحتی؟ ممكن است هرروز فقط با دو حالت رو به رو شوی وقتی كه حالت خوب است یا وقتی كه مریض هستی.

اگر حالت خوب باشد كه موردی برای ناراحتی وجود ندارد، اما وقتی مریض هستی، باز هم با دو حالت روبرو می شوی : حالت اول وقتی است كه در حال خوب شدن هستی و حالت دوم وقتی است كه داری از دنیا میری !

اگر حالت رو به بهبودی است كه موردی برای ناراحتی وجود ندارد ، اما اگر در حال مردن هستی، باز هم با دو حالت روبرو می شوی یا به بهشت میروی یا به جهنم !

اگر به بهشت بروی كه موردی برای ناراحتی وجود ندارد اما اگر به جهنم بروی ، آنجا دوستان زیادی در انتظارت هستند كه حتی وقت نمی كنی برای آنها دست تكان بدهی !
پس همیشه شاد باش و بخند

هرگز برای غروب كردن خورشید گریه نكن زیرا آن وقت، اشك هایت به تو مجال نمیدهند تا زیبایی های ستاره را ببینی.

 

 

 


برچسب‌ها: شادی عشق , کلبه تنهایی , زیباترین جملات عاشقانه , زیباترین وبلاگ , عاشقانه , شاعرانه ,

تاريخ : چهار شنبه 19 بهمن 1390 | 10:44 | نویسنده : ایــزدمهــــــــــــــــر |

 

این چهار جمله شما را تکان نمی دهد..؟ .....جالبه

زاهدی گوید:
جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد . اول مرد فاسدی از کنار من گذشت و من گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد . او گفت ای شیخ خدا میداند که فردا حال ما چه خواهد بود!

دوم مستی دیدم که ...
افتان و خیزان راه میرفت به او گفتم قدم ثابت بردار تا نیفتی . گفت تو با این همه ادعا قدم ثابت کرده ای؟


سوم کودکی دیدم که چراغی در دست داشت گفتم این روشنایی را از کجا اورده ای ؟ کودک چراغ را فوت کرد و ان را خاموش ساخت و گفت:تو که شیخ شهری بگو که این روشنایی کجا رفت؟

چهارم زنی بسیار زیبا که درحال خشم از شوهرش شکایت میکرد . گفتم اول رویت را بپوشان بعد با من حرف بزن .

گفت من که غرق خواهش دنیا هستم چنان از خود بیخود شده ام که از خود خبرم نیست تو چگونه غرق محبت خالقی که از نگاهی بیم داری؟



برچسب‌ها: جواب عشق , "عاشقانه" , کلبه تنهایی , عشق , زیباترین وبلاگ , جملات عاشقانه , قشنگترین جملات ,

تاريخ : سه شنبه 18 بهمن 1390 | 23:23 | نویسنده : ایــزدمهــــــــــــــــر |

حاشیه

ما حاشيه نشين هستيم. مادرم مي گويد:پدرت هم حاشيه نشين بود، در حاشيه به دنيا آمد،در حاشيه جان کند،يعني زندگي کرد و در حاشيه مرد. من هم در حاشيه به دنيا آمده ام. ولي نمي خواهم در حاشيه بميرم. برادرم در حاشيه ي بيمارستان مرد. خواهرم هميشه مريض است. هميشه گريه مي کند،گاهي در حاشيه ي گريه کمي هم مي خندد
در مدرسه گفتند جا نداريم مادرم گريه کرد.مدير مدرسه گفت:آقاي ناظم اسمش را در حاشيه ي دفتر بنويس تا بب...ينم! من در حاشيه ي روز به مدرسه ي شبانه مي روم در حاشيه ي کلاس مي نشينم و توپ بازي بچه ها را نگاه مي کنم،چون لباسم همرنگ بچه ها نيست. من در حاشيه شهر زندگي مي کنم. من در حاشيه ي زمين زندگي مي کنم.

بر لبه ي آخر دنيا!
من در مدرسه آموخته ام که زمين مثل توپ گرد است و

مي چرخد.اگر من در حاشيه ي زمين زندگي مي کنم،

پس چطور پايم به لبه ي زمين نمي لغزد و در عمق فضا پرتاب نمي شوم؟ زندگي در حاشيه ي زمين خيلي سخت است.

حاشيه بر لب پرتگاه است،آدم هر لحظه ممکن است بلغزد و سقوط کند. من حاشيه نشين هستم. ولي معني کلمه ي حاشيه را نمي دانم.



برچسب‌ها: حاشیه عشق , "عاشقانه" , کلبه تنهایی , عشق , زیباترین وبلاگ , جملات عاشقانه , قشنگترین جملات ,

تاريخ : سه شنبه 18 بهمن 1390 | 20:2 | نویسنده : ایــزدمهــــــــــــــــر |

 

 

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 

به خاطر تو....

این‌بار ،
بخاطر تو دوباره طلوع خواهم کرد.
از پس ِ هزاران ابر ِ فشرده.
که این روزها ؛
هیچ امیدی به باریدنش نیست.
به خاطر تو که در من حلول می‌کنی ،
دوباره
 سر بر می‌آورم .
و به لب‌هایم اجازه شکفتن می‌دهم .
دنبال ِ نامت می‌گردم و هی دور می‌شوی ... 
دور ِ دور...
چشم‌ به راه ظهورت؛
دست به همان آسمان گرفته می‌سایم ......



برچسب‌ها: طلوع عشق , "عاشقانه" , کلبه تنهایی , عشق , زیباترین وبلاگ , جملات عاشقانه , قشنگترین جملات ,

تاريخ : سه شنبه 18 بهمن 1390 | 10:25 | نویسنده : ایــزدمهــــــــــــــــر |

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 

 

آمد و رفت...

نازنين آمد و دستي به دل مـا زد و رفـــت .

پـرده ي خلـوت ايـن غمكــــده بالا زد و رفـــــت .

كنـــــج تنهــــــايي مـا را بـه خيــالي خـــوش كــــرد

خـــواب خــورشيــــــد به چشـــم شــب يلدا زد و رفـــت.

 درد بــي عشـــــــــقي مــــا ديــــــد و دريغــــــش آمـــــد

 آتــــــش شــــــوق دريـــــن جـــان شـكيبـــــا زد و رفـــــت.

 خـرمـــــن سـوختـــه ي مـا بــــه چـــه كـــارش مي خـــــورد

كــه چـــــو بـــرق آمــد و در خشــك و تـر مـا زد و رفــــت.

رفـت و از گـريــه ي توفـــاني ام انديشــــــــه نكــــــرد.

چه دلـي داشـت خدايـا كه به دريـــا زد و رفــــــــت .

بـود آيـا كه ز ديوانــــــه ي خــود يـاد كنــــد ؟

آن كه زنجير به پاي دل شيدا زد و رفـــت .

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 


برچسب‌ها: شیدای عشق , کلبه تنهایی , عاشقانه , شاعرانه , زیباترین جملات , زیباترین وبلاگ , عشق , بهترین ها ,

تاريخ : دو شنبه 17 بهمن 1390 | 9:5 | نویسنده : ایــزدمهــــــــــــــــر |

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

قفسم را مشکن
تو مکن آزادم
گر رهایم سازی بخدا خواهم مرد
من به زنجیر تو عادت دارم
بارها در پی این فکر که در قلب توام با تو احساس سعادت کردم
بخدا خوشبختم
تو محبت کن و بگذار تا عمری هست
من بمانم چو اسیری به حریم قفست
دوستت دارم...

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 


برچسب‌ها: قفس عشق , عشق , "عاشقانه" , کلبه تنهایی , عشق , زیباترین وبلاگ , جملات عاشقانه , قشنگترین جملات ,

تاريخ : سه شنبه 11 بهمن 1390 | 17:9 | نویسنده : ایــزدمهــــــــــــــــر |


 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 

منطقِ پدر و مادر از تحصیل در دانشگاه:

“این همه درس خوندی، درِ یه نایلون رو نمی تونی‌ باز کنی‌!

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com


برچسب‌ها: منطق عشق , کلبه تنهایی , عاشقانه , شاعرانه , زیباترین جملات , زیباترین وبلاگ , عشق , بهترین ها , کلبه عشق ,

تاريخ : یک شنبه 9 بهمن 1390 | 16:58 | نویسنده : ایــزدمهــــــــــــــــر |

 

 

 

دلـم بـد جـوری هـوس سفـر کـرده .... به هـر کجا که شـد...

سـرد و گـرمـش هـم حتی مهـم نـیست

بـا چه کسی اش هـم مهم نـیست

حتـی بـرای مـنی کـه دیگـر خـیلی روزهـاست از ایـن مـردم مـتـنفرم ...

کـه کجایـش هـم مهم نـیست واقـعا"

هـم گم شـدن تـوی کـافه هـای هـرشهـری خـوب اسـت ..،

هـم گـم شـدن لا به لای گـله چـوپـانی در دهـاتی بـی اسـم و پـرت افـتاده و بی بـرق ...



برچسب‌ها: هوس عشق , کلبه تنهایی , عاشقانه , شاعرانه , زیباترین جملات , زیباترین وبلاگ , عشق , بهترین ها , کلبه عشق ,

تاريخ : سه شنبه 4 بهمن 1390 | 10:57 | نویسنده : ایــزدمهــــــــــــــــر |

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 215 صفحه بعد

.: Weblog Themes By VatanSkin :.