ضرب المثل های شيمی

کلبـــــــــه تنهـــــــــــــــــایی!!!

(درانتهای نگاهت کلبه ای برای خویش خواهم ساخت تا مبادا در لحظات تنهایی ات با خود بگویی از دل برود هر آنکه از دیده برفت.)(هر گونه کپی برداری فقط با ذکر منبع مجاز می باشد.)

ضرب المثل های شيمی

ضرب المثل های شيمی

آب که از سر رفت چه يک وجب چه صد وجب

اين ضرب المثل شاید مربوط به آن زماني است که انسان هنوز نمي دانست هرچه جسم در عمق بيشتري از مايع باشد فشار بيشتري را تحمل خواهد کرد والا کيست که نداند فشار ناشي از يک وجب آب صد برابر فشار صدوجب آب مي باشد.

 

آب پاکي روي دست کسي ريختن

اضافه کردن آب خالص روي آزمايشي که در حال انجام شدن است يا استفاده از آب مقطر براي تهيه محلولي باغلظت معين.

 

آبي از دستش نمي چکد

يا دستش خشک است يا آب در دستش يخ زده است يا ظرف آبش سوراخ نيست والا اين ادعا به شدت تکذيب مي شود.

 

آب در هاون کوبيدن

روشي براي شکستن مولکول هاي آب و جدا کردن اتم هاي هيدروژن و اکسيژن از يکديگر. در آن دوراني که هنوز اديسون برق را کشف نکرده بود و بشر هنوز نمي توانست از روش برقکافت براي تجزيه آب استفاده کند از اين روش استفاده مي شد.

 

آب زير کاه

اين ديگر از آن حرفهاست که بايد قاه قاه به آن خنديد اگر چگالي آب از کاه بيشتر است پس آب به جز قرار گرفتن زير کاه چاره اي ديگر ندارد بالا ي کاه که نمي شود قرار بگيرد. کسي که اين را گفته يا چگالي را نمي شناخته يا از مقايسه چگالي آب و کاه عاجز بوده است.

 

آب زير پوستش رفته

کنايه از نمک هاي آب پوشيده است که داراي چند مولکول آب تبلور در ساختار خود مي باشند و تا زماني که گرما به سراغشان نيايد اين آب را زير پوستشان نگه مي دارند.

 

آب شدن و در زمين فرو رفتن

اين ضرب المثل علا وه بر شيمي کمي تا قسمتي زمين شناسي را هم در بر مي گيرد و منظورش بيشتر ذوب شدن برف ها و يخچال ها و فرو رفتن در اعماق زمين و تشکيل سفره هاي آب زيرزميني مي باشد.

 

آب و تاب دادن

اضافه کردن آب خالص به محلول داخل بالون پيمانه اي و سپس تکان دادن و تاب دادن محلول به منظور همگن سازي آن را بيان مي کند.

 

آب از آسياب افتادن

در رفتن برخي مولکول هاي آب از واکنش تجزيه آب به وسيله عمل برقکافت يا غلتيدن و سرسره بازي مولکول هاي آب در آسياب هاي قديمي را نيز مي گويند.

 

آب در کوزه و ما تشنه لبان مي گرديم

همان عنوان فصل اول کتاب شيمي سال اول دبيرستان يعني «آب مايعي کمياب در عين فراواني» است که با گذشت زمان به صورت اين ضرب المثل درآمده است. در اينجا کره زمين به کوزه اي تشبيه شده است که آب دارد اما ساکنانش تشنه آب مناسب و قابل آشاميدن هستند.

 

آب که يک جا بماند مي گندد

هرگاه آب براي مدتي نسبتا زياد در جايي ثابت باقي بماند بر اثر رشد جلبک ها رنگ و بو و مزه آن تغيير مي کند و براي جلوگيري از گنديدن آب اضافه کردن کات کبود توصيه مي شود.

 

آب که سربالا مي رود قورباغه ابوعطا مي خواند

راستش را بخواهيد هرچه گشتيم نتوانستيم براي اين يکي خاصيت شيميايي پيدا کنيم اما اگر کسي بخواهد دستگاه ابوعطا را با اجراي قورباغه بشنود شرطش اين است که آب را وادار کند سربالا يي برود تا با آهنگ آن قورباغه شروع به خواندن کند عجب شرطي براي خواندن گذاشته اين قورباغه! لا بد مي دانسته نيروي جاذبه زمين اجازه نمي دهد آب سربالا يي برود که اين شرط را گذاشته است. حکايت مي کنند که ماهي از قورباغه خواسته يک دهن برايش بخواند و قورباغه هم براي اينکه از شر او خلا ص شود و او را دنبال نخود سياه بفرستد اين شرط را برايش گذاشته است والا قورباغه کجاو اجرا در دستگاه ابوعطا کجا؟

 

آب در گوش کسي کردن

گفتن ويژگي هاي شيميايي و فيزيکي آب بيخ گوش کسي که حوصله شنيدن آنها را داشته باشد يا وارد کردن آب در بالون با لوله جانبي منتهي بايستي از طريق همان لوله جانبي باشد تا آب در گوش کردن محسوب بشود.

 

آب خوش از گلويش پايين نمي رود

کنايه از قيف شيشه اي است که هنگام انجام عمل صاف کردن آب به راحتي از آن پايين نمي آيد و شايد هم منظور قطره چکان باشد که آب قطره قطره و به سختي از آن خارج مي شود.

 

آب از آب تکان نمي خورد

خب نبايد هم بخورد مگر پيوند هيدروژني اجازه مي دهد مولکول آب از مولکول ديگر جدا شود و براي مدتي هرچند کوتاه گشت و گذاري در اطراف و اکنافش داشته باشد.

 

آب به غربال پيمودن

شايد مربوط به زماني است که از وسايل درجه بندي شده آزمايشگاهي امروزي نظير استوانه مدرج و بشر و اينجور چيزها خبري نبوده است يا لا بد کسي از قيف بوخنر براي برداشتن آب استفاده کرده است و شايد هم کسي خواسته غربالش را امتحان کند تا از سالم بودنش مطمئن شود.

 

آب چيزي را کشيدن

خارج کردن آب تبلور نمک آب پوشيده با گرم کردن آن يا خشک کردن رسوب به وسيله قيف بوخنر و ارلن تخليه را گويند.

 

آب را گل آلود کردن و ماهي گرفتن

تهيه سوسپانسيون آب گل آلود به منظور کاهش ديد ماهي و راحت به دام انداختن آن.

 

آب توي چيزي کردن

رقيق کردن محلول هاي غليظ با اضافه کردن آب مقطر و کاهش غلظت آن يا به حجم رساندن محلول درون بالن پيمانه اي.


نظرات شما عزیزان:

maryam
ساعت23:15---29 ارديبهشت 1391
سلام خسته نباشی@} ;-

هانیه
ساعت18:46---28 ارديبهشت 1391
شما استاد محبوبی میشید اگه همین جوری درس بدین شیمی رو.

یاس
ساعت0:13---28 ارديبهشت 1391
پیشنهاد می کنم :
انقدر آب در هاون بکوبی تا موفق به جدا کردن مولکول های اکسیژن از هیدروژن
(حیدر جن!) بشی!
اگر هم این کار خیلی طول کشید ناراحت نباش چرا که با بخشیدن جایزه نوبل شیمی به شما ، اجر زحماتتان ، جبران خواهد شد....!!!!!


رضا
ساعت21:26---27 ارديبهشت 1391


نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:





[ چهار شنبه 27 ارديبهشت 1391برچسب:ضرب المثل های شيمی,شیمی و زندگی ,جالب های شیمی,

] [ 8:13 ] [ ایــزدمهــــــــــــــــر ]

[ ]